السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 80
شرح دعاى سحر ( فارسى )
اسم الرحيم كه رب نفس كلى است [ 1 ] و به نام لوح قدر ( مقام تدريج ) خوانده مىشود و آن همان لوح محفوظ و كتاب مبين است » . من گويم : اينكه قيصرى گفته ، هر چند به يك توجيه صحيح است ولى مناسب تر آن بود كه مرتبهء اسم الرحمن را مرتبهء بسط وجود بر همهء عوالم چه كليّاتش و چه جزئياتش قرار مى داد ، و مرتبهء اسم الرحيم را مرتبهء بسط كمال وجود قرار مى داد به كليات عوالم و جزئيات آن ، زيرا رحمت رحمانيه و رحيميه همه چيز را فرا گرفته و به همهء عوالم احاطه دارد ، پس آن دو عبارتند از تعين مشيت ، و اما مقام تعقل و مقام نفس مقام تعين در تعين است . پس بهتر آن است كه گفته شود : اگر حقيقت وجود به شرط بسط أصل وجود گرفته شود پس آن عبارت مىشود از مرتبهء اسم الرحمن ، و اگر به شرط بسط كمال وجود گرفته شود پس آن عبارت مىشود از مرتبهء اسم الرحيم ، و لذا در دعاها وارد شده است : « بار الها من از تو سؤال مى كنم به آن رحمتت كه همه چيز را فرا گرفته . » و از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت شده كه « خداى تعالى را صد رحمت هست كه يكى از آن رحمت ها را بر زمين نازل كرد و آن را در ميان خلقش پخش كرد ، هر چه عاطفه و رحم در ميان خلق هست به واسطهء آن يك رحمت است و نود و نه رحمت را به
--> [ 1 ] كلى در اصطلاح منطق به معناى ما ينطبق على الكثيرين است در مقابل جزئي . و اما در اصطلاح فلسفه و عرفان به معناى سعهء وجودى است ، مانند آنكه گويند : كليات اشياء در معرض كون و فساد نمى باشند . كه مراد صور مثالى و ارباب انواع موجودات جسمانى است . و خلاصهء كلام آن كه : قيصرى رحمانيت حضرت حق را مخصوص كليات اشياء دانسته ، و رحيميت حق را شامل كلياتى كه جزئيات هم در آن باشد و جزئيات حجاب كليات نباشد . ولى حضرت امام اين مطلب را درست نمى دانند بلكه رحمانيت و رحيميت هر دو را شامل كليات و جزئيات مى دانند ، و ليكن رحمانيت مخصوص أصل وجود است و رحيميت شامل كمال وجود . ( مترجم )